تبلیغات
.:: عــــــــــــــروج ::. - (سیمای امام حسین (ع
  • سید الشهدا(ع) اسلام را بیمه کرد

    گمان نکنید که اگر این مجالس عزا نبود و اگر این دسته جات سینه زنی، و نوحه سرایی نبود، 15 خرداد پیش می آمد. هیچ قدرتی نمی توانست 15 خرداد را آن طور کند، مگر قدرت خون سیدالشهداء و هیچ قدرتی نمی تواند این ملتی را که از همه جوانب به او هجوم شده است و از همه قدرت های بزرگ برای او توطئه چیده اند، این توطئه ها را خنثی کند، الاّ همین مجالس عزا."
  • نام حسین بن علی «علیه السلام» نام عجیبی است

    عزیزان من! نام حسین بن علی «علیه السلام» نام عجیبی است.وقتی از لحاظ عاطفی نگاه می كنی، می بینی خصوصیت اسم آن امام دربین مسلمین با معرفت، این است كه دل ما را مثل مغناطیس و كهربا به خود جذب می كند. خدای متعال درنام حسین «علیه السلام» اثری قرار داده است كه وقتی اسم او آورده شود، بر دل و جان ما ملت ایران وسایر ملت های شیعه، یك حالت معنوی ایجاد می شود.
  • سید حسن نصرالله در سومین شب از مراسم احیای دهه محرم:

    تازمانی که خونی از خون امام حسین (علیه السلام) در رگ ماست و اراده‌ای از اراده و عزم امام در ما وجود دارد، حسینی و زینبی باقی خواهیم ماند. ما در این شب و در روز دهم (روز عاشورا) به امام حسین می‌گوییم که ما در این زمانه و در مقابله با چالش‌ها، خطرات، تهدیدها، هجمه‌ها و نشست‌های دشمن و فریب‌کاری‌ها و نیرنگ‌های آن برغم کم بودن یاوران خود از تو، دینت، پرچمت، کربلایت و اهدافت دست نخواهیم کشید، حتی اگر قطعه قطعه شویم و زنان و کودکانمان به اسارت گرفته شوند.
  • مرحوم حاج میرزا اسماعیل دولابی :

    در دهه ی اول محرم، تجلّی امام حسین(ع) عالم را عوض می کند. در شب تاسوعا و عاشورا، اگر کسی چشم باطنش بینا باشد، می بیند که در عالم، هر مؤمن و کافری محزون است. وقتی صاحب خلقت محزون می شود، مخلوقات غمناک نشوند؟ آیا ممکن است همه ی شیعیان، مضطر باشند و دیگران محزون نشوند؟ اهل دنیا هم در این ایام در امر دنیایشان به زحمت می افتند و در اثر آن، محزون می شوند.
 
(سیمای امام حسین (ع
شنبه هفدهم دی 1390

http://oroujblog.persiangig.com/Mataleb/matlab17/matlab-17.jpg


چكیده : با تأمّل و تعمق در مضامین مثنوی این نکته روشن می گردد که: در عمق افکار و عقاید مولوی و گفته های او، جنبه ای از هواخواهی علی(ع) و خاندان پیغمبر اکرم(ص) وجود دارد که می توان آن را با اساس و پایه اصلی تشیع به معنی عام کلمه، که مرادف با دوستی و معرفت حقیقی اسلام به مقام و منزلت امام علی(ع) و اهل بیت عصمت الله اجمعین است، تطبیق کرد.1  تا جایی که ضمن اظهار ارادت به خاندان عصمت و طهارت، دشمنی با این خاندان را در حد کفر و ارتداد می شمارد.

 هم چنین از سوی دیگر چنان که همگان نیز بر این نکته واقفند، مثنوی مولانا مشحون از تأثیرپذیری های گوناگون از قرآن و احادیث است و تجلی قرآن و حدیث در این اثر جاودان به اوج خود می رسد و این بهره گیری و اثرپذیری علاوه بر این که نشانه ی دانشمندی و روشن فکری شاعر شمرده می شود، قداست و حرمت خاصی نیز به سروده او بخشیده است و به همین جهت سخن او را برای مردمی که به قرآن و حدیث به دیده ی حرمت می نگرند، ارجمندتر و پذیرفتنی تر ساخته است.

 و از این میان با توجه به موضوع بحث ما بهره گیری ها و اثرپذیری ها از کلام نورانی حضرت امام حسین(ع) را که در این کتاب بزرگ تجلی یافته است، باز می نماییم.

 

مضامین موجود در مثنوی صریحاً بیانگر این مطلب است که مولوی، امام علی (ع) را بر همه ی افراد مسلمین ترجیح می داده است2 ؛ و از این رو، این شخصیت بی نظیر را با جان و دل ستوده و نهایت اخلاص و تکریم خود را به این پیشوای بزرگ متقّین و فرزندان بزرگوارش نشان داده است؛ تا جایی که می توان گفت نسبت به هیچ یک از افراد مسلمین این گونه محبّت و گرایش نداشته است، برای نمونه در دفتر دوم یک جا از «سبطین» یعنی امام حسن(ع) و امام حسین(ع) یاد می کند و آنها را گوش وار عرش ربّانی می خواند:


چون ز رویش مصطفی شــد درفشان             گـشت او شـیر خــدا در مــرج جــان


چون که سبطین از سرش واقـف بدند             گـــوش وار عـــرش ربانـــی شـــدند


آن یــکی  از  زهـر  جــان کرده  نــثــار             و آن سرافکنده به راهش مست وار3


یعنی از نور علی(ع) دو سبط آشکار شدکه دو دُرّ گران بها و دو گوشواره ی عرش (نیروی عالی هستی) گشتند.
یکی از این دو سبط، حضرت امام حسن(ع) با زهری که معاویه آماده کرد، جان در راه جانان از دست داد و دیگری حضرت حسین بن علی(ع)، سر به راه جانان افکند.4

موارد دیگری در مثنوی بزرگ مولانا وجود دارد که از عمق افکار مولوی گواهی می دهد و ضمن اظهار ارادت به خاندان عصمت و طهارت، دشمنی با این خاندان را در حد کفر و ارتداد می شمارد.
وی در داستان باغبان و تنها کردن صوفی و فقیه و علوی که در دفتر دوم مثنوی آمده می گوید:

با شریف آن کرد آن دون از کجی            که  کند  با آل یاسین خارجی


تا چه کین دارند دایم دیو  و غول             چون یزید و شمر با آل رسول


و چنان که مشهود است، مولانا خارجی را کسی می داند که خلافت پیامبر(ص) را حق الهی خاندان او نمی داند و یزید و شمر را غولان و دیوانی می نامد که همواره در هر زمان با آل رسول(ص) کینه می ورزند.
مولانا در دیوان شمس نیز درباره ی حقّانیّت امام علی(ع) می گوید:


دل است همچو حسین و فراق همچون یزید             شهید گشته دو صدره به دست کربلا


شهید گشته به ظاهر، حیات گشته به  غیب              اسیر در نظم  خصم و خسروی بخلا5


به عقیده ی مولوی، حسین مرکز حقیقت است و این یزید است که ناحق است و مراد از لفظ فراق این است که یزید، فرسنگ ها از حقیقت دور است... شهادت حسین در دیدگاه دشمنان اسلام و فرمانروایان بخیل و ناحق نوعی اسارت است، اما در حقیقت آن بزرگ وار به زندگی ابدی واصل گشته است.6
در بیتی از فرط علاقه به امام حسین(ع) می گوید: در روز عاشورا، روزه بگیر، برای این که در آن روز امام حسین(ع) را با لب تشنه و گرسنه شهید کردند، اگر آرزوی زیارت کربلا را داری.


شــشه   مــی گـــیــر   روز   عاشورا             تــو    نــتـــانـــی    به    کــربلا     بودن7


در دفتر ششم هم در یک جا کلمه ی «گوش وار» را کنایه از همان «سبط پیامبر» آورده است، در داستان آن کس که در روز عاشورا به شهر حلب وارد شد و چون عزاداری شیعیان را دید، پرسید که این غوغا و هیاهو را چه سبب است، به او جواب دادند:


روز عاشورا نمی دانی که هست              مـــاتم جـانی که از قرنی بِه است


پیش مؤمن کی بود این قصه خوار              قدر عشق گوش، عشق گوش وار


پـــیـــش مـؤمن ماتمِ آن پاک روح              شــهره تــر بـاشد ز صد طوفان نوح


مگر نمی دانی که روز عاشورا، روز عزای جانی است که به تنهایی از مردم یک قرن برتر و بهتر است.
مگر ممکن است که این اندوه در نظر مؤمن حقیر و خوار باشد؟ عشق گوش واره به اندازه ی عشق گوش است، یعنی همان طور که انسان گوش را دوست دارد، گوشواره را نیز دوست دارد. گوش در اینجا کنایه از امام حسین(ع) است و منظور این است که هر کس پیامبر را دوست دارد، باید امام حسین(ع) را نیز دوست داشته باشد، چرا که حسین بن علی(ع) نواده و جگر گوشه ی پیامبر(ص) است8


ذکر این نکته نیز در اینجا لازم است که خواننده به هنگام مطالعه ی این داستان ممکن است تصوّر نماید که مولوی در این بیت مخالف عزای عاشورا است، قطعاً چنین نیست. عمق گفته های مولانا حاکی از این است که باید روش حسینی را برای خود سرمشق قرار داد، چون آنان در حقیقت پاشاهان دین هستند، رفتن آن حضرت از دار دنیا که به منزله ی گسستن زنجیر حوادث طبیعی است موجب شادی وجدان است نه اندوه و ماتم... آنان از این سرای فانی به سرای ابدی پا گذاشته اند و در حقیقت اگر تو هشیار باشی، دوران مُلکت و سروری آنان با شهادتشان شروع شده است و اگر از آگاهی و هشیاری محرومی، برو گریه بر حال خود کن که کار تو نشان می دهد که منکر انتقال روح به ابدیت و آستانه ی محشری.9


هم چنین از سوی دیگر چنان که همگان نیز بر این نکته واقفند، مثنوی مولانا مشحون از تأثیرپذیری های گوناگون از قرآن و احادیث است و تجلی قرآن و حدیث در این اثر جاودان به اوج خود می رسد و این بهره گیری و اثرپذیری علاوه بر این که نشانه ی دانشمندی و روشن فکری شاعر شمرده می شود، قداست و حرمت خاصی نیز به سروده ی او بخشیده است و به همین جهت سخن او را برای مردمی که به قرآن و حدیث به دیده ی حرمت می نگرند، ارجمندتر و پذیرفتنی تر ساخته است. و از این میان با توجه به موضوع بحث ما بهره گیری ها و اثر پذیری ها از کلام نورانی حضرت امام حسین(ع) را که در این کتاب بزرگ تجلی یافته است، باز می نماییم:


تو  که  ز  اصطرلاب  دیده  بنگری              در جهان دیدن یقین بس قاصری
(مثنوی،دفتر5، ب1905)


تا  به گــفــتــگوی  بــیداری دری              تو زگفت خــواب، بـویی کی بری
(مثنوی،دفتر اول،ب569)


خوی کن بی شیشه دیدن نور را               تا چو شیشه بشکند نبود عمی
(مثنوی،دفتر5، ب991)


هر سه بیت الهام گونه هایی است از سخن امام حسین(ع) در دعای عرفه:
«الهی ترددی ی الاثار یوجب بعد المزار».
خداوندا! توجهم به نمودهای ظاهری جهان، مرا از دیدارت دور داشته است.
مثنوی-زمانی-دفتر اول-ص215


سوی  فعل  خویش مـی ننگرم              رو سپس کردم بدان محض کرم


سوی آن امید کردم روی خویش             که وجودم داده ای از پیش پیش
مثنوی-دفتر 5-ب184-1841


منگر  اندر  ما ، مکن در مـا  نظر              اندر  اکـرام و سـخای خـود نـگر
مثنوی-دفتر اول-ب226


«الهام گرفته از نیایش امام حسین(ع) در دعای عرفه:
«الهی کم من طاعة بنیتها و حالة شیدتها هدم اعتمادی علیها عدلک بل اقالنی منها فضلک.»
معبودا! چه بسا طاعتی که به جا آرم و به حضور قلب رسم ولی همین که به دادگری تو نظر کنم، یک سره همه ی آن طاعات را پوج و بی ارزش یابم و حتی وقتی به فضل و احسانت درنگرم باز نتوانم بر طاعات خود اعتماد ورزید. (مثنوی- زمانی- دفتر اول- ص226).


چون که دید دوست نبود، کور به              دوست کو باقی نباشد، دور به
مثنوی-دفتر اول-ب1407


دیــده کو  نبود ز  وصلش در فره               آن چنان دیده سـپید و  کـور به10
مثنوی-دفتر 6-ب4170


ترجمه واری است از این سخن امام حسین(ع) در دعای عرفه:
«عمیت عین لا تراک».
کورباد چشمی که تو را نبیند.(مثنوی- زمانی- دفتر اول- ص455-456)


شکر طوفان را کنون بگماشتی              واسطه ی اظلال را برداشتی
مثنوی-دفتر سوم-ب-1347


آب دیده ی او چو دیده ی او بود              دیده ی نادیده، دیده کی شود 11
مثنوی-دفتر پنجم-ب1309


مولانا از قول حضرت نوح می گوید: خدا را شکر که اکنون طوفان قهر و عذاب خود را فرستادی و آن ویرانه ها را که واسطه ی من و تو بودند از میان برداشتی و اینک بی پرده و حجاب با تو حرف می زنم.
امام حسین(ع) نیز در دعای عرفه می فرماید:
معبودا! اندیشه در نمودهای جهان هستی، مرا از دیدارت دور کند، پس مرا به خدمتی توفیق ده که بدان به تو واصل شوم، چگونه می توان با چیزی که خود ذاتاً به تو نیازمند و فقیر است، به سوی تو راه یافت، آیا غیر تو از تو نمایان تر است که بدو آشکار شوی؟ تو چه وقت غایب بوده ای که برای یافتنت نیاز به دلیلی باشد؟ تو چه وقت دور بوده ای که نمودهای جهان مرا به تو رساند.
مثنوی-زمانی-دفتر سوم-ص227


آزمودم چند خواهی آزمود              من نخواهم عشوه ی هجران شنود
مثنوی-دفتر ششم-608


حضرت سید الشهدا در بخشی از دعای عرفه می فرماید:
«متی غبت حتی تحتاج الی دلیل یدل علیک و متی بعدت حتی تکون الاثار هی التی توصل الیک؟عمیت عین لاتراک علیها».
تو چه وقت غایب بوده ای که برای یافتنت نیاز به دلیلی باشد و تو چه وقت دور بوده ای که نمودهای جهان، مرا به تو رسانند، کورباد چشمی که نظارت تو را بر خود نبیند.
مثنوی-زمانی-دفتر ششم-ص186

 


پی نوشت ها :
 

نویسنده: رقیه نیساری تبریزی (عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر)


1-مولوی نامه جلال الدین همایی، مؤسسه نشر هما، جلد دوم، چاپ ششم 1366،صص 52-51

2-شرح مثنوی محمد تقی جعفری، جلد 2، ص462

3-معارفی از تشیّع در مثنوی، قدرت صولتی، انتشارات اسلامی، چاپ اول، 1377، ص255

4-مثنوی معنوی، تصحیح نیکلسون، انتشارات امیر کبیر، چاپ نهم، 1369، دفتر دوم

5-دیوان غزلیات شمس تبریزی، انتشارات جاویدان، چاپ هشتم، 1368، غزل 232

6-معارفی از تشیّع در مثنوی، قدرت صولتی، ص261

7-همان کتاب، همان صفحه

8-مثنوی معنوی، شرح کریم زمانی، دفتر ششم، انتشارات اطلاعات، 1378، ص 264

9-معارفی از تشیّع در مثنوی، قدرت صولتی،ص 267

10-چشمی که از وصال حضرت معشوق شادمان نباشد، کور و نابینا باشد بهتر است.

11-اشک چشم او نیز مانند چشم دل او صاف و زلال است، چشمی که انوار تجلیات الهی را ندیده، کی ممکن است که چشم نامیده شود.


دیدگاه شما

 
بـــرای آمـدنـت دیــر مـــــی شــــود، بــرگـرد
زمــان ز پــرسه زدن سـیر مــی شود، بــرگرد


در انــتــظار تــــو بــا کولــه بــاری از وحـشـت
زمــــین دوبـــاره زمــین گیر می شود، بـرگرد


بــرای روشــنی چــشم آســــمان، خورشید
میـــان چــشم تـو تکثیر مــی شـود، بـــرگرد


هــمیشه جـای تـو در لحظه هایمان خالیست
غـروب جــمعـه که دلـگیر مــی شـود ، برگرد


و جـمـعه ای کــه بیایی، تــمام عــرش خـدا
بــه سـمـت خــاک سـرازیر می شود، برگرد
(سیمای امام حسین (ع
»» قبله ی اهل یقین عباس است
»» روایتی صوتی از سرگذشت حضرت ام‌البنین سلام‌الله علیها
»» توصیف وقایع اربعین حسینی از زبان مقام معظم رهبری
»» درسی كه از زهیر بن قین بجلی می توان آموخت
»» ...از علی اصغر خجالت می كشم
»» (سیمای امام حسین (ع
»» بر اسرای كربلا چه گذشت؟
»» گزارش حضرت زینب (س) از رویداد كربلا
»» (كلیپ روضه حضرت علی اكبر (علیه السلام
»» تربت کربلا
»» به راستی بانو یکتاست
»» آیاتی از قرآن درباره حضرت فاطمه (س)
»» پیام امام‌خمینی‌(ره) در 12فروردین 1358
»» این یک داستان نیست ؛ غصه است در همین نزدیكی‌ها
»» روزی که بیاید
بهمن 1390
دی 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
»»  مـــــــــــــــــحـــــــــــــرم
»»  مــــنـــــاســــبـــت هــــا
»»  مـــــــنـــــــــاجـــــــــــات
»»  مـقــــاومـــــت اســلامی
»»  (امـــــام زمــــــان (عـــــج
»»  خرید پسته
»»  مــــــــــنــــــــبـــــــر مـــــــــــجــــــــــازی
»»  گـــنـــــجـــیـــــــنــــه مـــــعـــــــرفـــــــــــت
»»  (كوچكترین بلاگ آموزشی ایرانیان (آمارانتوس
»»  آمــوزش و پــــرورش شــــهرســــتــــان انــار
»»  مــــــــقــــــاومــــــــت اســــــــلامــــــــــی
»»  جــــشنواره بزرگ وبلاگ نویــسی تبیان زنجان




مـــجــید شـــفــیـــعــی
.:: عــــــــــــــروج ::.






Best Preview in [ 1024 x 768 ] Screen Resolution
Design By : { Hossein Samadzadeh }{&}-{ Majid Shafeie }
پست الکترونیکی آرشیو وبلاگ صفحه نخست